تبليغاتX
بهشت نظــم

بسم الله

به ياري خــــــدا هر آنچه را كه به ديده زيباست ساخته ايم
(خشايار شا)

بهشت نظـم

در ترجمه، ادعای هر کشفی ،کاری ساده اما کاملا غیر معقول است و هذیانی بیش نیست و هیچ مترجمی بی شک نمی تواند صاحب اثر را راضی نگه دارد .دیگران هم گفته اند که "مترجم تا حدی باید یک خائن باشد".

این بدان سبب گفتم که جاذبه ای در سروده ی این شاعرجوانمرگ بود که مرا به گذاشت وگزاشتارش فرا خواند اما نه همه ی آن چیزی است که توماس گفته است.
از دیلن توماس (1914 – 1953)
Dylan Thomas شاعر بریتانیایی  ترجمه کرده ام.متولد ولــز ،سخنوری پر شور و جاذب با زندگی پر فراز و نشیب و کوتاه.مضمون اصلی سروده های او عشق و زندگی و مرگ بود او در پی کشف زندگی تازه ای بود برای پیوند نسل ها.در نثر نیز دست داشت و به خاطر علاقه اش به آهنگ واژگان، شعرخوانی زَبَر چنگ بود.در خصوص دیلن توماس،پاره ای اشتهارش را به خاطر عظمت شعر و تصویر گرایی نیک و رومانتیک او می دانند و برخی هم می گویند شهرت او در گرو زندگی نامتعارف و سحر گفتار و مغناطیس کلامش بوده است.شنیدن سروده های او با صدای خودش را پیشنهاد می کنم.


بر حذر باش از خزیدن آرام در آن شب فریبنده

بر حذر باش از خزیدن آرام در آن شب فریبنده
روزگار فرسوده باید بسوزد و طغیان کند بر پایان گرفتگی روز
خشـــــــم، خشــــــم در برابر مرگ روشنایی

اگر چه مردان خردمند ،نهایتا تاریکی را یک حقیقت می دانند
چرا که کلامشان به نبود روشنایی انجامیده بود،آنها
از خزیدن آرام در آن شب فریبنده می پرهیزند

مردان نیک، آخرین موج با چه ناله های زلالی درگیر است
شاید کردار ضعیف آنها نیز در این خلیج سبز سرگردان شده
عصیــان،عصیــان بر مرگ روشنایی

قلندران که در پرواز ،خورشید را در بر گرفته و نغمه سر داده اند
چه بسیار می آموزند که آنها نیز پریشانی خورشید را دیده اند
و از خزیدن آرام در این شب فریبنده می پرهیزند

مردان بزرگ،همانهایی هستند که آستانه ی مرگ را با فروغ خیره کننده ای می بینند
چشمان کور می توانند شهاب آسا بدرخشند و شرر بار باشند
طغیــان ، طغیــان بر مرگ روشنایی

و تــو ــ پدرم ــ آنجا در آن اوج غمناکی که پرسه می زنی
با اشک آتش ناکت ،خواهی نفرین کن ،خواهی دعا
[اما] من دعا می کنم که درآن شب فریبنده آرام پا نگذارم
خشم ، عصیان بر مرگ روشنایی.

                 برگردان به فارسی: ناصـر صـارمی



Don't Go Gentle Into That Good Night
              Dylan Thomas(1914 – 1953)                                                                            
 

Do not go gentle into that good night,
Old age should burn and rave at close of day;
Rage, rage against the dying of the light.
Though wise men at their end know dark is right,
Because their words had forked no lightning they
Do not go gentle into that good night.
Good men, the last wave by, crying how bright
Their frail deeds might have danced in a green bay,
Rage, rage against the dying of the light.
Wild men who caught and sang the sun in flight,
And learn, too late, they grieved it on its way,
Do not go gentle into that good night.
Grave men, near death, who see with blinding sight
Blind eyes could blaze like meteors and be gay,
Rage, rage against the dying of the light.
And you, my father, there on the sad height,
Curse, bless, me now with your fierce tears, I pray.
Do not go gentle into that good night.
Rage, rage against the dying of the light


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 14:49  توسط ناصـــــر صـــــارمی  | 

                          

  I want to break free   را از گروه کویین ترجمه کرده ام 

Freddie Mercury این پارسی هندی ، عجب محشری کرده است. ترانه سرا و آهنگسازش جان دیکن ــ یکی از اعضای برجسته ی گروه ــ است و صدای سرپرست گروه ،همان فردی مرکوری یا فرخ بولسارا که شرحش را در پست قبلی می توانید ببینید در این ترانه غوغا می کند.چقدر به ماهور خودمان با ملودی کردی نزدیک است.ترجمه ی این ترانه را نه به خاطر شعرش که محض فضای ژرف و شگرف و جان بخشی که مجموعه ی کار با صدای خواننده دارد در این پست ثبت کرده ام.بارگذاری اش را حکما به شما پیشنهاد می کنم.شاید پارادوکس یا تجاهلی که در حال و هوای شعر وجود دارد آن یکنواختی موجود در سیر عمودی ترانه های ما را ندارد اما کل فضا زیباست.

برای بارگذاری ترانه  اینجا را کلیک فرمایید

 

می خواهم آزاد شوم

می خواهم آزاد شوم

می خواهم آزاد شوم

می خواهم از دست دغل بازی هایت راحت شوم

تو خودخواه تر از آنی که من به تو نیازمند باشم.

خدا می داند که می خواهم آزاد شوم.

 

عاشق شده ام

برای نخستین بار عاشق شده ام

آری این بار به راستی عاشق شده ام

به خدا ، به خدا که عاشق شده ام

 

این عجیب است اما راست می گویم

شیوه ی عشق بازی ات را نمی توانم از خاطر ببرم

اما باید مطمئن باشم

پاهایم را که از در بیرون می گذارم

چگونه باید آزاد شوم ، عزیزم

چگونه باید آزاد شوم

چگونه می خواهم راحت شوم.

 

اما زندگی هنـــــــــــــــــــــوز جاری است

و من ، زندگی بی تو، زندگی بی تو را تاب نمی آورم

تنهایی را بر نمی تابم

آخ... که فقط خدا می داند باید این کار را یک تنه انجام دهم

عشق من نمی بینی؟

می خواهم آزاد شوم

 

می خواهم  آزاد شوم.می خواهم می خواهم می خواهم راحت شوم

آری......

آهـــــای.... من می خواهم...................

 

                                 برگردان به فارسی : ناصــر صــارمی

 

I want to break free (John Richard Deacon) b.1951

 

I want to break free
I want to break free
I want to break free from your lies
You're so self satisfied I don't need you
I've got to break free
God knows, God knows I want to break free
I've fallen in love
I've fallen in love for the first time
And this time I know it's for real
I've fallen in love, yeah
God knows, God knows I've fallen in love

It's strange but it's true
I can't get over the way you love me like you do
But I have to be sure
When I walk out that door
Oh how I want to be free, baby
Oh how I want to be free
Oh how I want to break free

But life still goes on
I can't get used to, living without, living without
Living without you by my side
I don't want to live alone, hey
God knows, got to make it on my own
So baby can't you see
I've got to break free

I've got to break free
I want to break free, yeah
I want, I want, I want, I want to break free

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 11:3  توسط ناصـــــر صـــــارمی  | 

 

از    فـِردي مركوري    ترجمه کرده ام

 Freddi Mercury) 1946 - 1991) يا فرخ بولسارا ، سرپرست و خواننده ي اصلي گروه كويين Queen اصالتا ايراني بود و از يك خانواده زردشتي به دنيا آمد.تلفظ فرخ براي اطرافيانش كه همه انگليسي بودند مشكل بود و پدرش به اين دليل نام او را به فِردي تغيير داد.خودش مي گويد كه پسري خجالتي و ترسو و بي اطمينان به پيرامون و بدون اعتماد به نفس بوده. گروه كويين 20 سال در صحنه ي موسيقي دنيا درخشيد و اين درخشش را وامدار فردي مركوري بود.هر چند پس از او خيلي ها تلاش كردند جاي خالي اش را پر كنند اما نشد.
او خيلي از كارهايش را از نوشته هاي شكسپير الهام مي گرفت. واقع گرا بود و به فرهنگ شرقي علاقه مند.اعضاي گروهش همه تحصيل كرده بودند.برادر كوچكتر او همان سهراب بولساراــ مولف كتاب قواعد پارسي كهن ــ و از پژوهشگران خط فارسي است.
به گمانم  اين ترانه ای را که از او ترجمه کرده ام بيشتر از بقيه ي كارهايش متاثر از انديشه هاي شكسپير است و The show must go on  در واقع فشرده ي جبري است كه بر وجود فـِردي سايه انداخته.
شروع اين شعر، مرا به ياد "دور فلك درنگ ندارد شتاب كن"حافظ  مي اندازد و  پايانش "به ناچار يكروز هم بگذري تو---- اگر چند ما را همي بگذراني" منوچهري را به خاطرم مي آورد اما خودم ترجمه اش مي كنم : زندگي منتظر ماست بيا تا برويم.

اين پرده بايد بالا بماند

در اين بيهودگي ها،  ما اصلا  براي چه زنده ايم؟!
مي توانم سرنوشتمان را در اين سر زمين متروكه حدس بزنم
بـاري
آيا كسي مي داند ما به دنبال چه هستيم؟

قهرماني ديگر،جنايت جاهلانه ي ديگري؟
پشت پرده ي اين لال بازي
راهت را برو. آيا كسي را ياراي قدم برداشتن هست؟
پرده بايد بالا بماند
دلم  دارد مي شكند
چهره ام دارد رنگ مي بازد
لبم اما خنده اش برقرار است.

هر چه بادا بادا،دل به دريا مي زنم
غصه اي ديگر،عشق بر باد رفته ي ديگري.
بــاري
آيا كسي مي داند ما براي چه زندگي مي كنيم؟!
به گمانم من دارم ياد مي گيرم
قبراغتر شده ام
بزودي اين كُنج را دور خواهم زد
بيرون، روشنايي درهم شكسته مي شود
اما من از درون براي رهايي از تاريكي، درد مي كشم

پرده بايد بالا بماند
دلـــم دارد مي شكند
چهـره ام دارد رنگ مي بازد
لبـــــــــم اما خنده اش برقرار است

روحم مثل پر پروانه ها رنگ آميزي شده
افسانه هاي كهن پريان از خاطر نمي روند و تكرار مي شوند
هـــي رفقا!من مي توانم پرواااااااز كنم
نمايش بايد ادامه يابد
با پوزخند، با زندگي روبرو مي شوم
هرگز از پاي نمي افتم
پا به پاي نمايش

مي خواهم تا ته خط بروم تا مرز به خون تپيدن
مي بايست دنبال انگيزه اي باشم كه مرا مشتاقانه پيش ببرد

پا به پاي نمايش زندگي
پرده بايد بالا بماند
زندگي خواسته است كه جاري باشد.

                                           برگردان به فارسي: ناصـر صـارمي

 

The Show Must Go On
 
Empty spaces - what are we living for
Abandoned places - I guess we know the score
?...On and on, does anybody know what we are looking for
Another hero, another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime
Hold the line, does anybody want to take it anymore
The show must go on
The show must go on, yeah
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

Whatever happens, I'll leave it all to chance
Another heartache, another failed romance
?On and on, does anybody know what we are living for 
I guess I'm learning (I'm learning learning learning)
I must be warmer now
I'll soon be turning (turning turning turning)Round the corner now
Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I'm aching to be free
The show must go on
The show must go on, yeah yeah
Ooh, inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

Yeah yeah, whoa wo oh oh

My soul is painted like the wings of butterflies
Fairytales of yesterday will grow but never die
I can fly - my friends
The show must go on (go on, go on, go on) yeah yeah
The show must go on (go on, go on, go on) 
I'll face it with a grin
I'm never giving in
On - with the show

Ooh, I'll top the bill, I'll overkill
I have to find the will to carry on
On with the show
On with the show
The show - the show must go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on, go on, go on, go on
Go on, go on
          Freddi Mercury                  

برای بارگذاری این ترانه ،ايــنــجـــــا را كليك كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:0  توسط ناصـــــر صـــــارمی  |