سلام رفیقانم. سپاسگزارم از این که آمدید و خواندید و بر این غزلواره بنا به بضاعت من و سلیقه ی خود نامی نهادید حتی آن عزیز ذوجنسیتینی که نوشت/ اسمشو بذار عمه قزی دور کلاش قرمزی/ و لک زده بودم برای بقیه اش.و اما نامهای پیشنـهادی : ورقبازنده/casino my heart/شاه بی خزینه/من همین بازیمه/حکم زندگی/بک گراند/سنگی به سینه/سنگ صبور/ بی خزینه ام/نشسته بر دل/برگ رد/چشمت که حلقه ی بلاست ------------------------------------------------------------------
نا مادری
بهشت را
بیرون کشیده ای از زیر پاهایت
و چسبانده ای روی اندامت
*
آزادی
بهار
به سنگ تاریخ تولد
مزایده برای تو مناقصه برای من
*
- شیرم را حلالت نمی کنم! -
برای شیردانی دست خورده
و شیری تاریخ مصرف گذشته
*
- الهی که خیر ببینی! -
با لبانی پر از خالی استجابت
که بسیار چشیده بودنداش
*
برای بهشتی شدن
سنگین است پاهایت
بهشت دمپایی نیست
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 12:47  توسط ناصـــــر صـــــارمی
|


