هم ترانه یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
ترانه و ترانه سرایی در ایران ( و یک فراخوان)
شاید نخستین ترانه های جهان هستی اصواتی باشند که از حنجره طبیعت جاری می شوند مانند باد - از همه نوعش ، طوفان یا نسیم - رعد و برق ، آتشفشان ، باران ، موج و ...
اینها آهنگ نیستند بلکه ترانه اند که با زبانی جهانی ادا می شوند ، چرا که هیچگاه دو ترانه توسط دو شخص نمی تواند به طور یکسان اجرا شود اما سازها را آدمهای مختلف می توانند همسان بنوازند و صداهای طبیعی هم علیرغم آنچه که در ظاهر می شنویم ، صد در صد از ترکیب نت متفاوت برخوردارند .
تاریخ ترانه و ترانه سرایی در ایران بی تردید برمی گردد به پیش از تاریخ مدوّن ، البته ما هم بنا نداریم به تاریخ آن بپردازیم بلکه گذری اگر چه موجز خواهیم داشت بر آنچه به ترانه سرایی در ایران در روزگار معاصر رفته است .
ترانه از مقوله گفتاری است و در طول تاریخ می توانسته در یک آن و بدون درنگ و سانسور روی سبیل ظل السلطان ها پا بگذارد بنابر همین ، چه بسیار ترانه ها که در حنجره ها قفل شده و در سینه ها محبوس مانده اند .
هر ترانه گونه ای از شعر است اما هر شعری نمی تواند ترانه بشود هر چند که امروزه در ایران از هر سروده ای مخصوصاً شعرای درگذشته که دیگر نمی توانند سر از خاک برآورند و مدعی حق و حقوق خویش بشوند و احتمالاً راضی هم نیستند شعرشان ترانه شود استفاده می شود .
یکی از دلایل عمده ناپایداری ترانه های امروز ، ضعف حسی و کالبدی شعر است و دست و پا زدن بسیاری از خوانندگان برای بازخوانی و شکافتن قبرستانهای کهنه به خاطر همین هست که ترانه ها دیگر شاخصه های لازم را برای جذب مخاطب ندارند و با اقبال ، روبرو نمی شوند و چه بسیار خوانندگان که از این رهگذر می آیند و گذرا طرفی می بندند که نهایتاً به تخریب موقعیت هنری اشان می انجامد .
شاعری که هنوز نام ادوات موسیقی را نمی داند و ریتم و هارمونی در موسیقی را نفهمیده و با این هنر حتی به طور عام آشنایی اندکی ندارد نباید اجازه دهد شعرش ترانه شود . اهمیت تلفیق شعر و آهنگ را نباید از خاطر برد . این تلفیق را ترانه سرا و آهنگساز و خواننده باید توأم انجام دهند .
بنده تأثیر زیاد شعر نو در ترانه سرایی ایرانی را بعد از حضور نیما ، زیاد جدی نمی گیرم هر چند اثر گذاری شگرف نوآوران در سروده های بعد از ایشان را نباید از خاطر برد . اولاً که کارهای ناپخته ی بسیاری از خوانندگان که ما فی الحال از آنها نام نمی بریم همانهایی بودند که شتابزده از آثار نیما و اخوان و ... دیگران گرفتند و خواندند . البته شاید یکی دو مورد استثنا وجود داشته باشد . یکی از دلایل توفیق محمد رضا شجریان در ارائه آثار خوب ، دقت و وسواسی است که ایشان در گزینش شعر دارند و آدمهای استخوان ترکانده ای از قبیل حسین دهلوی چقدر به حساسیت شعر و ادای آن اشاره دارند .
دوم این که موج گرایش به ترانه های نو بعد از آهنگسازی نوین رخ داد و رسوخ زبان محاوره ای هم خودش تحولی بود . از خوانندگان این مسیر می توان عماد رام - ویگن - فرهاد - فروغی – نوری – گلپایگانی – ایرج – نادر گلچین – یغمایی و ... را نام برد . عملاً می بینیم از فروغ و اخوان و نیما سروده هایی ترانه شدند اما هیچگاه جایگاه ترانه را نیافتند . اما دست به سازهای شاعر و شاعرانی آشنا به موسیقی از قبیل امیر جاهد – حسن صدر سالک – تورج نگهبان – بیژن ترقی – معینی کرمانشاهی – اسماعیل نواب صفا – رهی معیری – ابوالحسن وزیری - بامداد جویباری – هوشنگ ابتهاج – شهیار قنبری – جنتی عطایی – فرید زولاند(البته ترجیحا آهنگساز) – اردلان سرافزار – بیژن سمندر – یغما گلرویی - حسین منزوی و کم و بیش محمد علی بهمنی و چشمگیرتر از همه در حال حاضر مسعود فردمنش موفق به خلق آثار خوبی شدند .
بسیار دیده می شود که در تذکره ی ترانه سرایان از شاعرانی چون سهیل محمودی – سید عباس سجادی – بیگی حبیب آبادی – حمید سبزواری – شاهرخی و ... نام برده شده که بهتر است این عزیزان در کسوت شاعری نام داشته باشند .
در تیتراژ سریال ها و فیلم های سینمایی که هر کس توانسته شعر بسراید و ترانه اش کند و خودش هم بخواند اصلاً شعر ترانه از حیث بدنه تنوع بیشتری را می طلبد حتی اگر روایتی را بیان کند مثل ترانه های سیاوش قمیشی که در عین یکدست بودن مضمون اما در بیان ، فراز و فرودهای به جا و بسیار دقیقی را می طلبد .
گنجاندن مضامین اجتماعی و تصویر سازی در شعر ترانه اگر بخواهد خوب جا بیفتد کار دشواری است . شعر کلاسیک ، وزن یکدست دارد و دشوار است که بتواند دگرگونی های روحی که وظیفه ی موسیقی است در آدمی برقرار کند مگر گاهی اوقات در سرودهای آیینی و مقامی . پاره ای وقتها قطعه ای موسیقی را روی یک شعر به صورت خوانش آوازی می گذارند که با همه ی زیبایی اش حال و هوای ترانه را ندارد . مُثله کردن شعر هم راه به جایی نمی برد .
هر چند نوازندگان و خوانندگان به طور اعم شاعر نیستند مگر تعداد انگشت شماری و همین تعداد انگشت شمار گهگاه ترانه ای گفته اند نافذ و ماندگار . از سال 77 که گروه های پاپ داخل کشور برای عرض حضور مجال یافتند ، خوانندگان و نوازندگان قابلی پا به میدان گذاشتند اما بعد از ارائه یک کاست دو اتفاق افتاد یا برای همیشه بند رفتند و یا عجولانه به ثبت و ضبط آثار متعدد و بی مایه دیگر اقدام کردند و غالباً هم شاعر از آب درآمدند و هم آهنگساز و هم خواننده . حتی این موج ، چند تن از کلاسیک خوانان را با خود برد .
شرایط سیاسی و اجتماعی را نباید از نظر دور داشت و این که این عوامل چقدر می توانند در اوج و حضیض یک هنر نقش ایفا کنند که علی الحساب بدان نمی پردازیم . چه بسیار حرف ها که در آشفته بازار ترانه سرایی ایران پا گرفتند و چه بسیار لعل که در دل ، موج خون فشان ها دارند .
ترانه سرایی در ایران می تواند دوباره جان بگیرد اگر وسعت دید و حساسیت و صداقت خوانندگان و تهیه کنندگان را همراه داشته باشد . موسیقی ایرانی یک موسیقی حسی است و ما نباید فراموش کنیم که در عین داشتن حس شرقی ، پاپ ، جاز ، راک و ... همه ی نوآوری های دنیا را باید با اندیشه و تأمل استقبال کنیم و تا آن جا که به تلطیف روح ما کمک می کند و با فرهنگ شخصی ما هم آوایی دارد بپذیریم و خواهان آن باشیم . نه پس گرایی ، نه تکرار نه بازنویسی و باز خوانی و نه پذیرش ناآگاهانه و تلقینی . هم غصه بخون با من تو این قفس بی مرز ...
ویژگی های یک ترانه ماندگار
1 – هم خوانی با صدای خواننده
2 – سادگی و روانی در عین داشتن صور خیال
3 – همخوانی با ملودی و سرعت آهنگ
4 – تنوع و رنگ آمیزی در میزانها
5 – عدم تکرار بیش از حد بندها
6 – ارتباط قوی طولی
7 – تازگی عبارات برجسته ی شعر ترانه
8 – تنوع در وزن
منابع : ------------------------------------------------------------
- سرگذشت موسیقی ایران – روح الله خالقی
- نقد و بررسی موسیقی ملی – اقلیما پرتو
- پیوند موسیقی و شعر – حسین دهلوی
- نفایس الفنون فی عرایص العیون – محمد آملی
- برگی از باغ – ناصر مجرد
- مردان موسیقی – حبیب الله نصیری فرد
- چهره های موسیقی ایران – شاپور بهروزی
رفیقانی که سروده ای در قالب ترانه دارند یا فکر میکنند که احساس ترانه در آن هست با اشاره ی دقیق به نام خود و شهرشان برایم ارسال کنند(پیام عمومی -شخصی و یا ایمیل) شاید در کتابی که امید چاپ آنرا دارم با عنوان بانک ترانه های گمشده درج شود. انتخاب و فرستادن شعر توسط خود صاحب اثر به منزله ی رضایت از چاپ آن است
هرگونه بر داشت و استفاده از مقالات بهشت نظم مشروط به کسب اجازه و ذکر نام نویسنده ی این وبلاگ منعی ندارد.
.


