خم چرخ چاچی
عنوان اثری است که اخیرا از من چاپ و منتشر گردیده است.
در شاهنامه دنبال جای پای آرش بودم که جز سه مورد اشاره ، چیزی نیافتم. می بایست در آثارالباقیه ی ابو ریحان ردّ تیرش را می گرفتم به هنگام توصیف جشن تیرگان.نهایتا حاصلش شد این کتاب .
شاهنامه ميراثي است ارزشمند که در هر
برشي از روزگار بايد نسبت به موجوديت آن اعلانيه اي جديد صادر کرد. فردوسی شاعری
است که بسیار زیرکانه ومحتاط خط قرمز ها را رعایت کرده ولی به خاطر حجم زیاد کتاب و
گستردگی کار ، نسل جوان که همیشه جسورانه کاشف و عابر خط قرمز هستند کمتر به حریم
این کتاب راه پیدا کرده اند و عصا به دستان عرصه ی ادبیات فارسی نیز همواره خطوط
سبز را دیده اند. اگر چه به نظر می رسد که من در اين کتاب حرف جديدي نزده ام يعني
نبوده که بزنم اما تلاش کرده ام تا حد بضاعت از تکرار کسالت آور بپرهيزم. اما نگاهي
عميق تر در اين کتاب مي تواند کمک کند تا در کساني که احتمالا ظرفيتي دارند جرقه اي
زده شود زيرا پاره اي از اشارات آن قابل بررسي است.
شايد آنها که از
شاهنامه فقط يک اسم شنيده اند فرصتي پيدا کنند و با نگاهي اگر چه موجز و فهرست
وار،چيزي از مجموعه ي آن دريابند و اين مغناطيس عجيب و دوست داشتني و در عين
حال شگرف کار خودش را بکند. مخصوصا نو اندیشان کشور مي توانند با مرور
اين کتاب فشرده، نشاني و نماي شاهنامه را بشناسد.
کتاب مورد نظر که در قطع جیبی ۹۰ صفحه ای توسط انتشارات 128
تهران به چاپ رسيده به معرفي مجموعه اي به اسم شاهنامه و آفريننده ي آن و ويژگي هاي
انحصاري اثر و شاعر مي پردازد. این بخش از نوشته هایم مربوط به سالها پیش بوده که
حالا به رنگ کتاب در آمده است.نام این کتاب که نخستین اثرغیر شعر من است برگرفته از
جاذبه ای است در یکی از ابیات شاهنامه در نبرد رستم و اشکبوس:
شايد آنها که از شاهنامه فقط يک اسم شنيده اند فرصتي پيدا کنند و با نگاهي اگر چه موجز و فهرست وار،چيزي از مجموعه ي آن دريابند و اين مغناطيس عجيب و دوست داشتني و در عين حال شگرف کار خودش را بکند. مخصوصا نو اندیشان کشور مي توانند با مرور اين کتاب فشرده، نشاني و نماي شاهنامه را بشناسد.
کتاب مورد نظر که در قطع جیبی ۹۰ صفحه ای توسط انتشارات 128 تهران به چاپ رسيده به معرفي مجموعه اي به اسم شاهنامه و آفريننده ي آن و ويژگي هاي انحصاري اثر و شاعر مي پردازد. این بخش از نوشته هایم مربوط به سالها پیش بوده که حالا به رنگ کتاب در آمده است.نام این کتاب که نخستین اثرغیر شعر من است برگرفته از جاذبه ای است در یکی از ابیات شاهنامه در نبرد رستم و اشکبوس:
(ستون کرد چپ را و خم کرد
راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست) که در اینجا فردوسی با بکار
گیری زیبا ترین شکل آرایش حروف / alliteration/ به صحنه ی کمان کشیدن رستم و صدای
قبض و بسط چوب کمان(چرخ)که ساخته ی شهر چاچ(جدا شده از ایران و در شوروی سابق -
تاتشکند)جان می بخشد.
خم چرخ چاچي ، پس از معرفي شاهنامه و خالق آن که در
واقع بخشي از هدف کتاب را در بر دارد اتفاقات شاهنامه را به نثر ساده مي گويد اگر
چه از بسياري از آنها فهرستوار گذشته و برخي را نيز اساسا ناديده گرفته اما در عين
حال سعي کرده است تا رخدادهاي چشمگير و تاثيرگذار را با درنگي بيشتر از نظر
بگذراند.در بخش پاياني کتاب نيز به بعضي از سروده هايي پرداخته شده که حکيم طوس
اخلاق را نشانه رفته است
اينک بخش هايي از آغاز کتاب :
شاهنامه ، پرونده سازي نيست همانا شناسنامه ي ما ايراني هاست . اگر بزرگمان پنداشته ، ماييم و اگر کاستي هايي را رخ نموده است باز هم ماييم .نه داستان فرزند کشي ، پدر کشي ، نه سرگذشت درگيري نسل ها و نژادهاست که نامه ي زندگي است .شايد جرگه اي از فرهيختگان کشورمان هنوز از باغ اين منظومه ي بزرگ ، حتي به برداشت کوچکي نرسيده اند ، گذري کوتاه بر اين کتاب مي تواند آغازي باشد براي کاويدن تودرتوي شاهنامه و اي بسا که شاهنامه پژوهي شايسته بتواند به باوري جديد و يا دستاوردي تازه دست پيدا کند...



